تبليغاتX
بهترین باغ دنیا

از مکافات عمل غافل مشو

گندم از گندم برآید جو ز جو

 (سعدی)


کسی که در دنیا سر به زیر و در آخرت سربلند باشد بهتر از کسی است که در دنیا سربلند باشد و در آخرت سر به زیر.

(لقمان حکیم، به نقل از رسول اکرم(ص))


... و بدانید ملاک کار شما دین است، مایه ی حفظ شما تقواست، زینت شما ادب است، و آنچه مایه ی حفظ شما می شود بردباری است.

(علی(ع))


اگر حرف هایتان را با منطق نتوانستید بفهمانید، با جدل هرگز نخواهید توانست.


اعمال شما از افکارتان سرچشمه می گیرد. پس بکوشید سرچشمه را گل آلود نکنید.


چیز هایی را که تجربه در ۲۰ سال به انسان یاد می دهد، مطالعه در ۲۰ دقیقه می آموزد.


تنها به رکوع و سجده ی طولانی افراد ننگرید، زیرا ممکن است از روی عادت باشد و کنار گذاشتن آن سبب ناراحتی شود. اما به راستگویی و امانتداری آنها دقت کنید.

(تفسیر نمونه، جلد ۷، صفحه ی ۴۵۰)


با حکمت و اندرز نیکو به راه ژروردگارت دعوت نما، و با آنها به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن ... . 

(سوره ی نحل، آیه ی ۱۲۵)


نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.

(سوره ی بقره،آیه ی ۱۹۵)


هر آنکه جانب اهل خدا نگاه دارد

خداش در همه حال از بلا نگه دارد

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

(حافظ)


 خدای ار به حکمت ببندد دری

گشاید به فضل کرم دیگری

(بوستان سعدی، باب دوم)


کار اندکی که ادامه یابد، از کار بسیاری که از آن به ستوه آیی امیدوارکننده تر است.

(علی (ع)، نهج البلاغه)


انسان شکیبا پیروزی را از دست نمی دهد، هرچند زمان آن طولانی شود.

(علی (ع)، نهج البلاغه)


نوشته شده توسط مازیار در ساعت 4:26 بعد از ظهر | لینک  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه: موضوع « جبر و اختیار» و « علم الهی » دو تا از بحث برانگیزترین موضوعات هستند؛ و اکثر افراد سوال هایی در این زمینه ها در ذهن دارند. از بین این فراد عده ای خیلی به این موضوعات اهمیت نمی دهند و حل شدن این مسایل و یا حل نشدن آنها برایشان یکسان است؛ در عین حال عده ای نیز هستند که به شدت خودشان را با این چنین مسایلی درگیر می کنند. اما به نظر من ما در جایگاه یک انسان، باید سوال هایی در این زمینه ها مطرح کنیم (و عدم مطرح شدن سوال در ذهن یک انسان نشانه ی بیماری فکری آن شخص است) و در جایگاه یک مسلمانِ باسواد و با ایمان باید جواب دینمان را در برابر این سوالات بدانیم. اما معنی این حرف این نیست که کلیه ی فعالیت های زندگی را تا پیدا کردن پاسخ این سوالات مختل کنیم. چون به انضمام اینکه این کار در عمل ممکن نیست، از نظر عقلی هم مورد تایید نیست. چراکه موضوعات سوال برانگیز و در عین حال مهم– از این نظر که فعالیت های روزانه ی ما به آنها ربط پیدا می کند – زیادند و برای پیدا کردن پاسخ آنها زمان زیادی نیاز است. تازه این را هم در نظر بگیرید که همه فکر منطقی برای فهم پاسخ سولات ندارند. نکته ی مهم دیگر این است که برای فهم یک سری از مسایل باید آشنایی های تجربی با آنها داشته باشیم؛ و از تجربیات و احساساتی که در طی آنها بدست می آوریم هم برای بهتر فهمیدن استفاده کنیم. و شاید بتوان گفت که برای فهم اکثر مسایل و سوالاتی که در مورد اسلام مطرح می شود باید دانش و تجربه را باهم در نظر گرفت. برای نزدیک تر شدن موضوع به ذهن به این مثال توجه کنید:

« فرض کنید شما بیرون باغی ایستاده اید. دور تا دور باغ را دیوارهای بلندی احاطه کرده اند. بدیهی است که اگر بخواهید از درون باغ سر در بیاورید یا باید خودتان بروید داخل و یا از کسانی که قبلا داخل بوده اند چیز هایی بشنوید و به آنها اعتماد کنید. ودقت کنید که اگر بخواهید بروید داخل باید از در بروید چراکه دیوارها آنقدر بلندند که هر چه هم تلاش کنید از آنها بروید بالا نتیجه ای جز خستگی و پشیمانی نخواهد داشت.»

بدین ترتیب پاشخ شبهات، سوالات و نقاط مبهم دین هم مانند دُر و گوهری گرانقیمتند (که مرز ایمان های قوی و سست را مشخص می کنند) که در وسط آن باغ قرار دارند و دور تا دور آن را دیوارهایی بلند – و حتی گاهی بدون در معمولی ! – به منظور پیدا کردن مرد میدان و رستم دستان فرا گرفته اند.

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی     گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

جبر و اختیار: بد نیست برای شروع، سوالی را که معمولا مطرح می شود بیان کنم.«ما در گرو اراده ی خودمان نیستیم بلکه در گرو تقدیر الهی هستیم و بدین ترتیب مجازات ما کار نادرستی است.»

برای نزدیک شدن نظر اسلام راجع به این موضوع ابتدا مثالی می زنم:

« فرض کنید علم پیشرفت کرده و دانشمندان توانسته اند لباسی بسازند که وقتی دوشاخ آن در پریز برق باشد معلولان به کمک آن می توانند حرکت کنند.

حال شخص معلولی را در نظر بگیرید که قصد دارد به سمت محبوبش حرکت کند و به او برسد. در دست راست او گل و در دست چپ او چاقو قرار دارد. و ضمناً از قبل هم به او فهمانده ایم که گل خوب است و با اهدای گل می توانی نسبت به محبوبت ابراز محبت کنی و چاقو بد است و با استفاده از آن محبوبت را لت و پار کنی. تا وقتی که دوشاخ بیرون پریز است شخص هرچقدر هم که بخواهد نمی تواند حرکت کند. دوشاخ را به پریز می زنیم و قوه ی حرکتی شخص را فراهم می کنیم. حال شخص می تواند به هر طرفی که بخواهد، از جمله به طرف محبوبش حرکت کند. او براه می افتد به سمت محبوبش می رود. حال که به کنار او رسید کاملاً مختار است که از گل یا چاقو استفاده کند و این در حالی است که قوه ی حرکتی او هیچ تاثیری در انتخاب او ندارد. ضمناً می توان در بین راه برق را قطع کرد و به این شکل و بدون دخالت در اختیار او مانع او شد.»

خداوند آن قوه ای است که نه تنها ما بلکه همه ی عالم را به حرکت در می آورد(۱) و هر موقع هم صلاح بداند قوه اش را می گیرد و به این روش ما را یا هر پدیده ی دیگری را مدیریت می کند.(۲) ولی در نهایت ما هستیم که انتخاب را در زندگی انجام می دهیم و به خاطر این انتخاب پاداش و یا جزا داده می شویم.

۱)قرآن: لا حول و لا قوة الا بالله

۲)قرآن: خداوند مدبر، ولی و مالک همه چیز است.

علم الهی: برای این قسمت هم ابتدا یکی از معروف ترین سوال هایی را که مطرح می شود بیان می کنم. « اگر خداوند از همین الان می داند که ما در آینده چه می کنیم و چه نمی کنیم، پس چرا باید زندگی کنیم و محامه ای برگزار شود؟»

باز هم برای نزدیکتر شدن نظر اسلام به ذهن به مثال زیر توجه کنید:

« کلاسی را در نظر بگیرید که از تعدادی دانش آموز و یک معلم تشکیل شده است. معلم در همان برخوردهای اولیه با دانش آموزان، می تواند شاگرد اول کلاس را مشخص کند. هر موقع که امتحانی گرفته می شود بدون اینکه رمالی کند می تواند حدود نمره ی بچه ها را مشخص کند. در حالی که اصلاً دانش آموز مورد نظر را مجبور به نمره ی خوب گرفتن و یا نمره ی بد گرفتن نکرده است.»

عالم هم کلاسی است که خدا در جایگاه معلم است. با این تفاوت که او با توجه به اینکه نسبت به همه چیز خبر و آگاهی مطلق دارد به طور قطعی بدون دخالت در روند تصمیم گیری و اختیار ما می تواند آینده ی مارا پیش بینی کند. یعنی خدا می داند که ما با اختیار خودمان چه تصمیمی خواهیم گرفت. و عملا با علم و آگاهی مطلقی که نسبت به همه چیز دارد می تواند پیشبینی کند که آیا اراده ی ما محقق خواهد شد یا نه. و این آگاه بودن خدا نسبت به اعمال و آینده ی ما، به هیچ وجه ما را مجبور به انجام دادن و یا ندادن کاری نمی کند.


منتظر نظرات سازنده ی شما هستم.

نوشته شده توسط مازیار در ساعت 12:52 بعد از ظهر | لینک  | 

علم دولت نوروز به صحرا برخاست

زحمت لشکر سرما ز سَرِ ما برخاست

بر عروسان چمن بست صبا هر گهری

که به غواصی ابر از دل دریا برخاست

تا رباید کُلهِ قاقم برف از سر کوه

یزک تابش خورشید به یغما برخاست

طبق باغ پر از نقل و ریاحین گردید

شکر آنرا که زمین از تَبِ سرما برخاست

این چه بویی است که از ساحل خُلَّج بدمید

وین چه بادی است که از جانب یغما برخاست

چه هوایی است که خُلدَش به تحسّر بنشست

چه زمینی است که چرخش به تولّا برخاست

طارم اَخضر از عکس چمن حمرا گشت

بس که از طرف چمن لؤلؤ و لالا برخاست

موسم نغمه ی چنگ است که در بزم صبوح

بلبلان را ز چمن ناله و غوغا برخاست

 بوی آلودگی از خرقه ی صوفی آمد

سوز دیوانگی از سینه ی دانا برخاست

از زمین ناله ی عشاق به گردون بَر شد

وز ثری(=ثرا) نعره ی مستان به ثریا برخاست

 عارف امروز به ذوقی بَرِ شاهد بنشست

که دل ذاهد از اندیشه ی فردا برخاست

هر دلی را هوس روی گلی در سر شد

که نه این مشغله از بلبل تنها برخاست

گوییا پرده ی معشوق برافتاد از پیش

قلم عافیت از بلبل شیدا برخاست

هر کجا طلعت خورشید رخی سایه فکند

بی دلی خسته کمر بسته ز جوزا برخاست

هرکجا سروقدی چهره چو یوسف بنمود

عاشقی سوخته خرمن جو زلیخا برخاست

 با رخش لاله ندانم به چه رونق بشکفت

با قدش سرو ندانم به چه یارا برخاست

سر با بالین عدم باز نِه ای نرگس مست

که زخواب سحر آن نرگس شهلا برخاست

ز سخن گفتن او عقل ز هر دل برمید

عاشق آن قدِ مستم که چه زیبا برخاست

روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف

گفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست

سعدیا تا کی از این نامه سیه کردن بس

که قلم را به سر از دست تو سودا برخاست

نوشته شده توسط مازیار در ساعت 10:40 قبل از ظهر | لینک  | 

سلام دوستان.

امروز براتون دو نرم افزار رایگان، مفید و آسان را معرفی می کنم.


 

برای دیدن تصاویر در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

۱) المبین(www.almobin.ir)

المبین یک برنامه کاملا رایگان می باشد

این  نرم افزار که یک نرم افزار جامع قرآنی می باشد متضمن  امکاناتی مانند جستجو،ارسال سوال و همچنین فهرست موضوعی آیات قرآن کریم می باشد.

سعی ما بر این   بوده تا آیاتی که در مورد اهل بیت علیهم السلام و امیرالمومنین و امام زمان صلوات الله علیهم را طبق احادیث و جمع آوری کنیم.و در نسخه های بعدی سعی خواهیم داشت تا احادیثی را که تفیسر آیات را عهددار هستند را در نرم افزار قرار بدهیم.و اما موضوعات دیگر  این نرم افزار شامل:

صفات خداوند،پیامبر اعظم (ص)،اهل بیت (ع)،امیر المومنان (ع)،امام زمان(عج) و مهدویت،بهشت،جهنم ،مومنان و نیکوکاران،کافران و 25 موضوع متنوع دیگر.

 در این برنامه شما می توانید هرگونه سوال یا ابهامی که در مورد آیه ای دارید را نتها با یک کلید برای ما ارسال کنید .پس از آن ما در اسرع وقت پاسخگوی سوال شما در زمینه. تفسیری و بیان آیات قرآن هستیم .

یک نسخه در دست آن متن قرآن به همراه ترجمه  فارسی  می باشد و نسخه دیگر آن ترجمه  انگلیسی می باشد.

هرگونه سوال یا پیشنهاد و انتقاد خود را در انجمن گفتگو مطرح نمایید


  

برای دیدن تصاویر در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

۲) پارس قرآن(www.parsquran.com)

  - نمايش متن تمامی سوره های قرآن
  - قرآن به سه زبان فارسی, عربي و انگليسی
  - قابليت چاپ کردن سوره ها
  - امکان جستجوی قرآن با وصل شدن به وبسايت پارس قرآن

نوشته شده توسط مازیار در ساعت 1:52 بعد از ظهر | لینک  | 

محرم

برای دیدن عکس در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید.


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض می کنم خدمت شما بیننده ی گرامی.

امروز بعد از مدت ها فرصتی شد بنویسم. اتفاقا امروز عاشورا هم هست.

گاهی وقت ها با خودم فکر می کنم انسان های بزرگ – از جمله امام حسین(ع) – چه کاری دوست دارن براشون انجام بدیم؟ وقتی خوب فکر می کنم می بینم که اونها از شدت اینکه عاشق حق اند، باید براشون کار هایی انجام بدیم که اون «حیّ لایموت» دوست داره. بذارین حدیثی از حضرت رسول براتون بنویسم :

« بهترین ایمان آن است که مردم از شر تو در امان باشند و بهترین اسلام آن است که مردم از دست و زبان تو در امان باشند. »

بدین ترتیب، حال که بهترین مدل مومن بودن و مسلمان بودن را می دانیم بد نیست کمی به خودمان و کار هایمان بیندیشیم و ببینیم که آیا ما در این معادلات صدق می کنیم یا نه؟ فرض کنید امروز روزی است که ما در مقابل خدای عالم ایستاده ایم و باید کارهای خودمان را توضیح دهیم. آیا واقعا برای همه ی کار هایمان توضیح داریم؟ آیا رو در روی خدای عالم حتی جرات صحبت کردن از خودمان و کار هایمان را داریم؟

خوشا به حال آنها که شهیدانه زیستن و در نتیجه، مردنشان هم شهیدانه بود. خوشا به حال آنها که در پیشگاه الهی لیاقت ستودن و تسبیح گفتن آن ذات باری تعالی را پیدا کردند. مطمئن باشید عالمی در سوگ آنها خواهد گریست.

درود بر تُجّار الهی1 که تجارت عشق کردند و سعادت دنیا و عقبا را به عشق بازیهایشان خریدند و برای همیشه در نزد پروردگارشان، محبوب و مسعود روزی گرفتند.

-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-

۱ : این مطلب به این آیات از سوره ی صف اشاره دارد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿10﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك مى‏رهاند (10)

تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿11﴾

به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد اين [گذشت و فداكارى] اگر بدانيد براى شما بهتر است (11)

يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿12﴾

تا گناهانتان را بر شما ببخشايد و شما را در باغهايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است و [در] سراهايى خوش در بهشتهاى هميشگى درآورد اين [خود] كاميابى بزرگ است (12)

وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿13﴾

و [رحمتى] ديگر كه آن را دوست داريد يارى و پيروزى نزديكى از جانب خداست و مؤمنان را [بدان] بشارت ده (13)

نوشته شده توسط مازیار در ساعت 3:12 بعد از ظهر | لینک  | 

Dr.Elahy Ghomshee

برای دیدن تصویر در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید.


من سكوت اخترن آسمان دانم كه چيست

                                                          من سكوت عمق بحر بيكران دانم كه چيست

 من سكوت دختر محجوب پر احساس را

                                                              در حضور مرد محبوب جوان دانم كه چيست

 من سكوتي را كه تنها با نواي ساز و چنگ

                                                               در ميان انجمن گردد بيان دانم كه چيست

 هم سكوت جنگل  خاموش را پيش از بهار

                                                               هم سكوت مرگبار مردگان دانم كه چيست

داستان ماه را در بدر و تربيع و هلال

                                                              ماجراي شمس را با اختران دانم كه چيست

 اعتراضات ملائك آنچه گفتند آشكار

                                                            وآنچه را كردند در خاطر نهان دانم كه چيست

 آنچه حق آموخت آدم را ز اسماء جمال

                                                           وآنچه آدم خواند بر افرشتگان دانم كه چيست

سر آن خاك مبارك پي كه در طوفان نوح

                                                        شد رهايي بخش نوح و نوحيان دانم كه چيست

 آنچه آتش را گلستان كرد بر جان خليل

                                                       و آنچه گلشن را كند آتشفشان دانم كه چيست

يونس اندر بطن ماهي با خدا دانم چه گفت

                                                          رمز آن زندان بي نام و نشان دانم كه چيست

 عطسه آدم كه روح القدس در مريم دميد

                                                          و آنچه برد او را بر اوج آسمان دانم كه چيست

گفت محي الدين كه حيوان شو اگر خواهي كمال

                                                     مي نگويم هيچ و حشر مردمان دانم كه چيست

 گفت رومي من ز بسياري گفتارم خمش

                                                        گفته و ناگفته اي داناي جان دانم كه چيست

 قصه نرگس كه شد مخمور چشم مست خويش

                                                      غصه هاتف ز عشق آن جوان دانم كه چيست

 آنچه را آموخت حافظ از خط زيباي يار

                                                        وآنچه گفت از گوهر لعل بتان دانم كه چيست

 هفت خطم گر چه خطي مي نخوانم غير عشق

                                                          خط زيبا بر جمال شاهدان دانم كه چيست

گر چه طفلم در طريق عشق و ابجد خوان

                                                        علم مبدا و پايان كار عارفان دانم كه چيست

 طفل عشقا! دعوي باطل مكن خاموش باش

                                                 من سكوت طفل عشق بي زبان دانم كه چيست


تهیه شده از وبلاگ سر عشق
نوشته شده توسط مازیار در ساعت 10:29 قبل از ظهر | لینک  | 

ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (١٢٥)

با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت بنما؛ و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن. پروردگارت از هر کسی بهتر می داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت شدگان آگاه تر است.

 

نوشته شده توسط مازیار در ساعت 6:58 قبل از ظهر | لینک  | 

سلام دوستان. این عید بزرگ را به شما و همه ی تسلیم شدگان فرمان الهی تبریک عرض می کنم. در نهج البلاغه یک تعریفی از عید دیدم، گفتم بد نیست براتون بنویسم تا شما هم به فیض برسید:

(حضرت علی در یکی از روزهای عید فرمود:) این عیدٍ کسی است که خدا روزه اش را پذیرفته، و نماز او را ستوده است، و هر روز که خدا را نافرمانی نکند آن روز عید است.

 


حکمت ۴۲۸

نوشته شده توسط مازیار در ساعت 8:49 قبل از ظهر | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

ستایش خداوندی را سزاست که از اسرار نهان ها آگاه است و نشانه های آشکاری در سراسر هستی بر وجود او شهادت می دهند، هرگز برابر چشم بینندگان ظاهر نمی گردد. نه چشم کسی که او را ندیده می تواند انکارش کند و نه قلبی که او را شناخت می تواند مشاهده اش نماید. در والایی و برتری از همه پیشی گرفته. پس از او برتر چیزی نیست، و آنچنان به مخلوقات نزدیک است که از او نزدیکتر چیزی نمی تواند باشد.

مرتبه ی بلند او را از پدیده هایش دور نساخته و نزدیکی او با پدیده ها، او را مساوی چیزی قرار نداده است. عقل ها را بر حقیقت ذات خود آگاه نساخته، اما از معرفت و شناسایی خود بازنداشته است. پس اوست که همه ی نشانه های هستی بر وجود او گواهی می دهند و دل های منکران را بر اقرار به وجودش واداشته است، خدایی که برتر از گفتار تشبیه کنندگان و پندار منکران است.


علی بی ابی طالب/نهج البلاغه/خطبه ی 49

نوشته شده توسط مازیار در ساعت 7:41 قبل از ظهر | لینک  | 

۞     بسم الّله الرحمن الرحیم     ۞

رغبت انسان به زیبایی تاریخی ازلی- ابدی دارد. به طوریکه در قدیمی ترین آثار او میل به زیبایی و تناسبات دیده می شود. و حتی از آن قدیمی تر اینکه انسان در زیبایی زندگی و بندگی زیبایی می کرده است و با زیبایی به کیفیتی انس داشته که حلولش در جسم و عالم مادی را قبول نمی کرد تا اینکه بالاخره او را با حیله وارد جسم کردند. علت اینکه ما از نسبت خاصی خوشمان می آید این است که روزی آن را دیده ایم و حال یاد آن خاطره ی شیرین را زنده شده می بینیم. اگر این چشم خاکبین را ببندیم و آن چشم حق بین را باز کنیم، خواهیم دید که ما در اقیانوسی از رحمت- که جلوه ی دیگری از زیبایی است- غرق هستیم. سیاهی آسمان شب با نگین های درخشان، سبزیِ سبزه زار با گل های نگین گونه ی قرمز، نیروی عظیم و دلنشین لبخند روی گونه های نیازمند، احساس دلنشین بودن و حیات و همچنان در کنار ساحل فرصت ایستادن، تجربه زیبای تولد و مرگ های متوالی، شرشر آب در سکوت کوهستان و هزاران هزار صورت و معنی دلچسب دیگر که هر یک به نوعی یاد و خاطره ی همنشینی طَویل ما را با حضرت زیبایی- که یکی دیگر از نام های خداست- زنده می کند. چه موقع خوبیست تا آن سخن معروف را دریابیم که می گفت:« زیبایی حقیقت و حقیقت زیبایی است.» الحق که انس با این جمله و فهم آن بسیاری از بدی ها را به خوبی تبدیل خواهد کرد.چرا که فطرت حق جوی ما چه بسیار که دنبال حقیقت می گردد ولی دچار اشتباه می شود. زیرا او جمله ی فوق را نشنیده است. حق و حقیقت و راستی و درستی را باید لا به لای زیبایی جست و سراغ  دکانی رفت که زیبایی می فروشد و از همه مهم تر این که او نمی داند « تا زیبایی عرضه نکنی، زیبایی بدست نمی آوری» و کلید گنج زیبایی، تولید زیبایی است. برای این کار باید کارخانه ای تاسیس کرد به اسم انسان که با دیدن زیبایی تغذیه شود و با تولید زیبایی کار و امرار معاش کند. ودر ابتدای اساس نامه اش نوشته شود:« به نام زیبایی، که زیبایی را دوست دارد.» از آن جا که هر انسانی زیبایی را دوست دارد، زیبایی دوستی وجه مشترک آن هاست و چه خوب بهانه ایست برای ابراز دوستی ها و لطف های متقابل انسان ها به یکدیگر. عجبا از چنین دوستی ای که نه تنها افراد یک زمان را به هم  پیوند می دهد بلکه بشر در تمام زمان ها را یکی می کند و شوق به دانستن و شهود در انسان پدید می آورد. تا آن حدی که او را به مرتبه ی شاهدان می رساند و در آن جا از طرفی به بی طرفی و از بی طرفی به طرفی سوق می دهد و کاری با او می کند که هیچ وقت تجربه نکرده. از آن جا فرود می آید و حضورش مایه ی زیبایی، سخنش مایه ی دانایی و کردارش مایه ی نیکویی می شود.


برای دانلود فایل این متن، کلیک کنید.

نوشته شده توسط مازیار در ساعت 3:32 بعد از ظهر | لینک  |